گزارش «پایش اقدامات اقلیمی ۲۰۲۵ »[۱] که به ابتکار سازمان همکاری و توسعه اقتصادی[۲] و با همکاری مرکز بینالمللی تحلیل سیاستهای اقلیمی[۳] تدوین شده، یکی از جامعترین و سنجشمحورترین اسنادی است که تاکنون در حوزه پیوند میان فناوریهای نوظهور، زیرساختهای دادهمحور و سازوکارهای نوین حکمرانی اقلیم[۴] منتشر شده است. اهمیت گزارش بهدلیل دامنه وسیع دادههای گردآوریشده و همچنین به سبب معماری تحلیلی آن است که توانسته مجموعهای از ابزارهای محاسباتی، سامانههای سنجشازدور[۵]، مدلهای پیشبینی و شاخصهای عملکرد اقلیمی[۶] را در یک چارچوب منسجم گردآوری کند و تصویری دقیق از وضعیت پیشرفت کشورها در مسیر کاهش انتشار، انتقال انرژی و سازگاری اقلیمی ارائه دهد. ترکیب نهادی OECD و IPAC وزن کارشناسی این سند را در سطحی قرار داده است که امروز بسیاری از دولتها و نهادهای تدوین سیاست از آن بهعنوان مرجع سنجش پیشرفت یا عقبماندگی اقلیمی خود استفاده میکنند.
رویکرد مفهومی و بنیان تحلیلی سند
منطق راهبردی گزارش بر این فرض استوار است که تغییرات اقلیمی دیگر نه پدیدهای تدریجی، بلکه پدیدهای شتابگیرنده و پرنوسان است. ازاینرو روشهای کلاسیک تنظیمگری زیستمحیطی[۷] که بر گزارشهای دیرهنگام، دادههای ناقص و فرآیندهای نظارت محدود تکیه داشتند، دیگر قادر به پاسخگویی به شدت و فرکانس رخدادهای اقلیمی نیستند. گزارش تصریح میکند که ساختار حکمرانی اقلیم در دهه پیشرو باید بهطور بنیادین بازطراحی شود تا با تکیه بر فناوریهای تحلیلی، دادههای مکانی لایهبندیشده[۸]، مدلهای چندمتغیره ، سناریوهای بلندمدت و سامانههای گزارشدهی دیجیتال، از وضعیت واکنشی به وضعیت پیشدستانه[۹] گذر کند. این همان رویکردی است که گزارش از آن تحت عنوان «حکمرانی اقلیم مبتنی بر فناوری»[۱۰] یاد میکند.
نویسندگان سند با یک گزاره کلیدی بحث را آغاز میکنند: همانگونه که توان فناوری برای مشاهده، تحلیل و مدلسازی نظامهای پیچیده رشد کرده است، شدت نیاز نظام حکمرانی اقلیم به فناوری نیز افزایش یافته و هیچ سیاست اقلیمی بدون زیرساخت داده، مدلسازی محاسباتی و سنجشازدور قابل اجرا نیست. از همین منظر است که گزارش نشان میدهد چرا مدل هویتی کایا[۱۱]، شاخص شکاف اقلیمی[۱۲]، سامانههای سنجشازدور چندطیفی[۱۳]، مدلهای اقلیمی[۱۴] و ابزارهای بازارمحور کربن[۱۵] به اجزای جداییناپذیر حکمرانی اقلیم تبدیل شدهاند.
اهداف سهگانه گزارش در بازطراحی نظام حکمرانی اقلیم
نخستین هدف گزارش، یکپارچهسازی نظام سنجش و پایش اقلیم[۱۶] است. در حال حاضر، بسیاری از کشورها با مجموعهای پراکنده از دادهها مواجهند: دادههای انتشار، دادههای کاربری زمین، دادههای انرژی، دادههای رطوبت خاک و دادههای بارش، هر یک در سامانههایی جداگانه ثبت میشود و این پراکندگی، تصویر دقیق از وضعیت اقلیمی را مخدوش میکند. گزارش تأکید میکند که برای تحلیل ساختار انتشار و برآورد شکاف میان اهداف و عملکرد، استفاده همزمان از مدل کایا، شاخص GETT و دادههای سنجشازدور ضروری است، زیرا تنها در این صورت است که میتوان مسیر انتشار را به دقت تفکیک و ارزیابی کرد.
دومین هدف گزارش، توسعه شاخصهای استاندارد و جهانی برای ارزیابی عملکرد اقلیمی است؛ شاخصهایی که قابلیت مقایسه میان کشورها را دارند و ارزیابی تحقق[۱۷] را دقیق و قابل اعتماد میسازند. شدت ، شدت کربن ، سهم برق پاک، ظرفیت جذب خالص[۱۸] و انحراف از مسیر ۱.۵ درجه از جمله شاخصهایی هستند که گزارش بر آنها تأکید میکند.
سومین هدف، توانمندسازی کشورها برای مواجهه با بحرانهای ناگهانی است؛ بحرانهایی نظیر خشکسالیهای ممتد، بارشهای حدّی، تبخیر مضاعف, سیلابهای ناگهانی و کاهش رطوبت خاک. گزارش توضیح میدهد که مدیریت این رخدادها بدون مدلهای پیشبینی آیندهنگر و دادههای مکانی با تفکیکپذیری بالا، بهویژه در حوزه کشاورزی و مدیریت منابع آب، امکانپذیر نیست.
ابعاد فناورانه
یکی از محورهای اصلی گزارش، تحلیل مدل هویتی کایا است؛ مدلی که انتشار کل[۱۹] را به چهار متغیر کلیدی تجزیه میکند: جمعیت ، تولید ناخالص داخلی ، شدت انرژی و شدت کربن). گزارش نشان میدهد که بسیاری از اقتصادها با وجود رشد انرژیهای تجدیدپذیر، به دلیل افزایش تولید و کندی بهبود کارایی انرژی، همچنان از مسیر ۱.۵ درجه فاصله دارند.
سند سپس شاخص GETT را معرفی میکند؛ ابزاری که شکاف میان تعهدات کشورها تا سالهای ۲۰۳۰ و ۲۰۵۰ را بر اساس دادههای واقعی انتشار و سناریوهای IPCC ترسیم میکند. از منظر OECD، GETT به کشورها نشان میدهد که آیا در مسیر «اقدام مکفی»[۲۰] هستند یا در معرض «شکاف ساختاری»[۲۱] قرار دارند.
در حوزه فناوریهای مکانی، گزارش نقش دادههای سنجشازدور در حوزه LULUCF [۲۲]را برجسته میکند: نقشهبرداری پوشش جنگلها، پایش تغییر کاربری زمین، تخمین جذب یا انتشار کربن و تحلیل پویش جنگلزدایی تنها از طریق دادههای ماهوارهای با الگوریتمهای یادگیری ماشین امکانپذیر است.
در بخش انرژی، سند رشد شتابدار خودروهای برقی ، بهبود فناوریهای ذخیره انرژی، گسترش شبکههای هوشمند ، توسعه سوختهای سنتتیک و نقش هیدروژن سبز در کاهش انتشار را تشریح میکند. علاوه بر این، نقش سازوکارهایی نظیر CORSIA در هوانوردی، استانداردهای IMO در حملونقل دریایی و مالیات کربن در کشاورزی نیز به عنوان ابزارهای کلیدی کربنزدایی معرفی شده است.
بدنه اصلی گزارش و معماری تحلیلی آن
فصل نخست گزارش روندهای انتشار را تحلیل و نشان میدهد که با وجود کاهش نسبی در برخی اقتصادها، انحراف ساختاری از مسیر ۱.۵ درجه همچنان پابرجاست. فصل دوم به فناوریهای انرژی میپردازد و نشان میدهد که چگونه ترکیب برق پاک، ذخیرهسازی، شبکه هوشمند و سوختهای غیر فسیلی میتواند ساختار انرژی کشورها را بازتعریف کند. فصل سوم بر سازوکارهای اقتصادی، از ETS تا مالیات کربن، دارد و تأکید میکند که گذار انرژی بدون اصلاح ساختار قیمتگذاری کربن ممکن نیست. فصل چهارم نقش دادههای مکانی را در حکمرانی LULUCF تشریح میکند، در حالی که فصل پنجم بحران آب، خشکسالی و امنیت غذایی را با دادههای دقیق رطوبت خاک، بارش حدّی و تبخیر تحلیل میکند. فصل ششم نیز مدلهای آیندهنگر خطرات اقلیمی را معرفی میکند و ضرورت استفاده از سناریوهای تا افق ۲۱۰۰ را توضیح میدهد.
جمعبندی
جمعبندی سند این است که حکمرانی اقلیم دیگر یک حوزه فرعی در سیاستگذاری محیطزیستی نیست، بلکه ستون زیرساختی حکمرانی ملی است. آینده کشورها در توانایی آنها برای بهرهگیری از فناوریهای کلیدی، مدلسازی و دادههای مکانی گرفته تا فناوریهای انرژی پاک و ابزارهای اقتصادی، تعریف میشود. گزارش تأکید میکند که فناوری نه مانعی برای توسعه، بلکه پیششرط امکانپذیری و پایداری آن است. کشورهایی که قادر باشند این رویکرد فناورانه را در حکمرانی اقلیم خود نهادینه کنند، در حوزه کاهش انتشار، امنیت آب، تابآوری کشاورزی و رقابتپذیری اقتصادی برتری ساختاری خواهند داشت و قادر خواهند بود با ثبات بیشتری از جهان متلاطم آینده عبور کنند.
[۱] Climate Action Monitor 2025
[۲] Organisation for Economic Co-operation and Development – OECD
[۳] IPAC (International Programme for Action on Climate)
[۴] Climate Governance
[۵] Remote Sensing Systems
[۶] Climate Performance Indicators
[۷] Traditional Environmental Regulation
[۸] Layered Geospatial Data
[۹] Proactive Governance
[۱۰] Technology-Enabled Climate Governance
[۱۱] Kaya Identity
[۱۲] GETT (GHG Emission Trends and Targets)
[۱۳] Multispectral Remote Sensing
[۱۴] IPCC (IPCC Climate Models)
[۱۵] Market-Based Carbon Instruments
[۱۶] Integrated Climate Monitoring
[۱۷] NDCs (Nationally Determined Contributions)
[۱۸] LULUCF (Net Land-Use Carbon Uptake)
[۱۹] Total Emissions
[۲۰] Adequate Action
[۲۱] Structural Climate Gap
[۲۲] Land Use, Land-Use Change and Forestry
